السيد محمد حسين الطهراني

34

امام شناسى (فارسى)

منافات با اين معنى ندارد ، چون البتّه وجود آن حضرت با آن نفس زكيّه و دل واسع و ولايت تكوينيّه موجود است ، چه غائب چه ظاهر ، غاية الامر در زمان غيبت ، آن نور دستگيرى ظاهرى نمىكند ، و مردم در تحت تعليم و تربيت و ارشاد و سير تكاملى واقع نمىشوند و اين مايهء تأسّفى است بس بزرگ . تفاوت بسيارى است در ميان آنكه خورشيد طلوع كند درختان را سرسبز ، و به زمين نور و حرارت بيشترى دهد ، امراض و ميكربها را بكشد ، صحت و سلامت را به جاى آن بياورد و بواطن اشياء را ظهور دهد ، و ميان آنكه خورشيد در پس ابر باشد ، آسمان مه‌آلوده ، و ميكربهاى زكام و غير آن هميشه مردم را مريض بنمايند . آرى مردم در زمان غيبت بهره‌مند مىشوند و در زمان ظهورهم بهره‌مند مىشوند ولى اين كجا و آن كجا ؟ ! گرچه در زمان غيبت هم بعضى از افراد با همّت ، با اراده‌اى استوار و عزمى راسخ و نيّتى متين پاى در مقام عمل نهاده تا به حدّى كه در اثر صفاى دل و طهارت روح به شرف معرفت آن حضرت فائز مىگردند . و البتّه اين ظهورى است شخصى براى آنها ، مانند كسى كه در آسمان مه‌آلود و ابرى بر هواپيما سوار و از ابرها تجاوز كند و خود را به آفتاب برساند . لذا در زمان غيبت هم راه و سير تكاملى براى دلباختگان حريم مقدّسش مسدود نيست و آن كه به مقام معرفت رسيده و آن وجود را به حقيقت ولايت و نورانيّت درك نموده براى او ظهور و غيبت چه تفاوت دارد ! از بزرگى سؤال كردند چه موقع انسان به شرف حضور آن حضرت مشرّف مىگردد ؟ در پاسخ گفت : وقتى كه غيبت و ظهورش براى انسان تفاوتى نكند . از بزرگى ديگر نيز سؤال كردند : آيا شما خدمت امام زمان رسيده‌ايد ؟ در جواب گفت : كور است آن چشمى كه صبح از خواب بيدار شود و در اوّل وهله نظرش بر آن حضرت نيفتد . از كتاب « محاسن » برقى با اسناد متّصل خود از فضيل روايت است قال : سمعت ابا جعفر عليه السّلام يقول : من مات و ليس له امام فموته ميتة جاهليّة ، و لا يعذر النّاس حتّى يعرفوا امامهم ، و من مات و هو عارف لامامه لا يضرّه تقدّم هذا الامر او تأخّر ، و من مات عارفا لامامه كان كمن هو مع القائم فى فسطاطه . « 1 » « فضيل مىگويد : از حضرت امام محمّد باقر عليه السّلام شنيدم كه مىفرمود :

--> ( 1 ) بحار الانوار ج 7 ص 17 .